خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387

  نمی دانم چرا اینطوری شد!هیچ انتظار نداشتم که در 22 سالگی به اینجا برسم...واقعیت این

  است که همه ی آن توهمات شیرین آرمانی دارد ته می کشد و من دارم تمام می شوم ...

  به سراغ هر چه می روم تنها سهمم در انتهایی نه چندان دور از آن دل زدگی است و این دقیقا

  همان چیزی است که به شدت کلافه ام می کند.هیچ چیز دیگر طعم ندارد...آن قوه ی تخیل بی

  نهایتم که زمانی بزرگترین شانس زندگیم بود هم دیگر کمکی نمی کند. وقتی چیز شیرینی حتی

  برای خیال هم وجود ندارد...

  دلم یک عشق کور می خواهد...معجزه...یک معجزه ی بزرگ...نمی شود؟


تعداد بازدیدکنندگان : 28294